البته که تمامِ مردمانِ جهان برای افرادی که از خاک و میهنِ آنها در ادوارِ مختلفِ تاریخی دفاع نموده اند سپاسگزارِ آن نیروهای جان بر کف بوده و هستند و ارامش و آسایش خود را مدیونِ جانفشانی های انها میدانند.
طبیعتا مردمانِ ایران زمین نیز که بسیار عاطفی و احساسی هستند از این مقوله خارج نیستند و احترامِ خاصی برای تمامِ سرداران و جنگاوران و پهلوانان و قهرمانان و سربازانِ میهن قائلند.
هفته دفاع مقدس از ان روی مقدس میتواند باشد که عده ای برای دفاع از کیان و پرچم این سرزمین از جانِ خود گذشتند البته که این تحمیل هم از درون و هم از برون تقویت شد که اثراتِ خساراتِ این جنگ تا دهه های بعد بر دوشِ ملت سنگینی خواهد کرد.
اما اینکه ما دوره های دیگر را که افرادِ زیادی جانفشانی کرده اند و در راهِ میهن فدا شده اند را نادیده بگیریم واقعا ظلم است به آن افراد.
اینکه معاهداتِ گلستان و ترکمانچای و جدایی دیگر ولایات از ایران در دوره های قبل انجام شده را نباید فقط و فقط به دوشِ شاهان و حاکمانِ آن دوره ها گذاشت زیرا انها هم به اندازه تدبیر و توانِ خود اقدام داشته اند و اینطور نبوده که به آسانی تن به این معاهدات داده باشند.
در همان دوره ها نیز از قشونِ ایران بسیاری سرباز و سردار جانفشانی کرده اند و حاکمان نامه ها نوشته اند و مذاکرات انجام داده اند اما بعلل مختلف نتوانسته اند غالب گردند زیرا همواره کشور ایران موردِ هجوم بوده و آنها کشور گشایی نکرده بودند تا نتوانند ادامه دهند و تن به صلح و جدایی ها بدهند.
بیشترین لطمه و ضربه از جانب روسها در طول تاریخ بر ایران وارد شده و بعد از ان از طرف دولتِ بریتانیا.
در آن زمان سازمانهای حقوق بشر و دیگر سازمانهای بین المللی وجود نداشت تا بتوانند با اهرم تحریمها کشورِ مهاجم را تحتِ کنترل قرار دهند و او را وادار به عقب نشینی کنند .
تاریخ را اگر بی طرفانه مطالعه کنیم روایتش به این سادگی نیست که در این متن امده است بلکه اقیانوسی از مطالب و اتفاقات وجود تا به این شکل آن سرزمینها را از ایران جدا کرده اند.
دیگر اینکه در یک حاکمیتی ممکن است خاک را از دست بدهیم و در نظام دیگر نخبه ها و نیروی انسانی و سرمایه های مادی و معنوی را و امید و اعتماد و اعتبار را به دیگران ببازیم .
در جنگی که اتفاق افتاد و ۸ سال طول کشید مردم با ارمانهایی از آن دفاع کردند و هر کوچه جوانی را هدیه کرد تا شرایطش با دوره های قبل و قبل تر بهبود یابد و فقر و فساد و تزویر و ریا و ....... ریشه کن شود و امیدها و ارمانها بر پایه خواسته هایشان بر اورده گردد.
آیا اکنون ما در ان موقعیت هستیم درست است که سرزمینی از ما جدا نشد اما بسیاری از قلبها شکسته شدند و در تبعید و غربت و تنهایی و دور از سرزمین و زادگاهشان ناباورانه عمرخود را سپری کردند و از دنیا رفتند انهایی که سرمایه های ملت بودند و هر کدامشان چون سرزمینی پهناور به شمار میرفتند .
اکنون نیز ایران و حاکمانِ ایران در پیچِ تاریخی قرار دارند تا تعهداتِی مانند گلستان و ترکمانچای را بپذیرند و اگر پذیرشی صورت نگیرد اوضاع بدتر خواهد شد در واقع در همان موقعیتی قرار داریم که شاهان قبلی قرار داشتند.
دشمنانی که رحم ندارند و بی صبرانه مترصدِ موقعیتی هستند تا بازار و توانمندی و .... را از آنِ خود کنند در این صورت دیگر نیازی نیست سرزمینی جدا شود بلکه کلِ این مرز و بوم برای آنها خواهد بود.
شرایط بکلی با ان دوره ها تفاوت کرده جامعه جهانی جورِ دیگر و سطح سواد و تحصیلات و آگاهی و گفتمان در مسیری دیگراست اما تاریخ بواسطه جهل و خرافه که همواره دامنگیرِ کشورهای جهانِ سوم بوده است چند باره تکرار میشود و این نقطه مشترکِ کلیه نظامها و حکمرانی هایی است که در این کشور روی کار آمده و همواره ناتوان در اداره کشور بوده اند.
طبیعتا مردمانِ ایران زمین نیز که بسیار عاطفی و احساسی هستند از این مقوله خارج نیستند و احترامِ خاصی برای تمامِ سرداران و جنگاوران و پهلوانان و قهرمانان و سربازانِ میهن قائلند.
هفته دفاع مقدس از ان روی مقدس میتواند باشد که عده ای برای دفاع از کیان و پرچم این سرزمین از جانِ خود گذشتند البته که این تحمیل هم از درون و هم از برون تقویت شد که اثراتِ خساراتِ این جنگ تا دهه های بعد بر دوشِ ملت سنگینی خواهد کرد.
اما اینکه ما دوره های دیگر را که افرادِ زیادی جانفشانی کرده اند و در راهِ میهن فدا شده اند را نادیده بگیریم واقعا ظلم است به آن افراد.
اینکه معاهداتِ گلستان و ترکمانچای و جدایی دیگر ولایات از ایران در دوره های قبل انجام شده را نباید فقط و فقط به دوشِ شاهان و حاکمانِ آن دوره ها گذاشت زیرا انها هم به اندازه تدبیر و توانِ خود اقدام داشته اند و اینطور نبوده که به آسانی تن به این معاهدات داده باشند.
در همان دوره ها نیز از قشونِ ایران بسیاری سرباز و سردار جانفشانی کرده اند و حاکمان نامه ها نوشته اند و مذاکرات انجام داده اند اما بعلل مختلف نتوانسته اند غالب گردند زیرا همواره کشور ایران موردِ هجوم بوده و آنها کشور گشایی نکرده بودند تا نتوانند ادامه دهند و تن به صلح و جدایی ها بدهند.
بیشترین لطمه و ضربه از جانب روسها در طول تاریخ بر ایران وارد شده و بعد از ان از طرف دولتِ بریتانیا.
در آن زمان سازمانهای حقوق بشر و دیگر سازمانهای بین المللی وجود نداشت تا بتوانند با اهرم تحریمها کشورِ مهاجم را تحتِ کنترل قرار دهند و او را وادار به عقب نشینی کنند .
تاریخ را اگر بی طرفانه مطالعه کنیم روایتش به این سادگی نیست که در این متن امده است بلکه اقیانوسی از مطالب و اتفاقات وجود تا به این شکل آن سرزمینها را از ایران جدا کرده اند.
دیگر اینکه در یک حاکمیتی ممکن است خاک را از دست بدهیم و در نظام دیگر نخبه ها و نیروی انسانی و سرمایه های مادی و معنوی را و امید و اعتماد و اعتبار را به دیگران ببازیم .
در جنگی که اتفاق افتاد و ۸ سال طول کشید مردم با ارمانهایی از آن دفاع کردند و هر کوچه جوانی را هدیه کرد تا شرایطش با دوره های قبل و قبل تر بهبود یابد و فقر و فساد و تزویر و ریا و ....... ریشه کن شود و امیدها و ارمانها بر پایه خواسته هایشان بر اورده گردد.
آیا اکنون ما در ان موقعیت هستیم درست است که سرزمینی از ما جدا نشد اما بسیاری از قلبها شکسته شدند و در تبعید و غربت و تنهایی و دور از سرزمین و زادگاهشان ناباورانه عمرخود را سپری کردند و از دنیا رفتند انهایی که سرمایه های ملت بودند و هر کدامشان چون سرزمینی پهناور به شمار میرفتند .
اکنون نیز ایران و حاکمانِ ایران در پیچِ تاریخی قرار دارند تا تعهداتِی مانند گلستان و ترکمانچای را بپذیرند و اگر پذیرشی صورت نگیرد اوضاع بدتر خواهد شد در واقع در همان موقعیتی قرار داریم که شاهان قبلی قرار داشتند.
دشمنانی که رحم ندارند و بی صبرانه مترصدِ موقعیتی هستند تا بازار و توانمندی و .... را از آنِ خود کنند در این صورت دیگر نیازی نیست سرزمینی جدا شود بلکه کلِ این مرز و بوم برای آنها خواهد بود.
شرایط بکلی با ان دوره ها تفاوت کرده جامعه جهانی جورِ دیگر و سطح سواد و تحصیلات و آگاهی و گفتمان در مسیری دیگراست اما تاریخ بواسطه جهل و خرافه که همواره دامنگیرِ کشورهای جهانِ سوم بوده است چند باره تکرار میشود و این نقطه مشترکِ کلیه نظامها و حکمرانی هایی است که در این کشور روی کار آمده و همواره ناتوان در اداره کشور بوده اند.
RSS Feed
