دیانت بهائی تنها دینی هست که مدح و ثنای اهل بیت و ائمه اطهار را در عالم می نماید.
هیچ کس در سرتاسر عالم نیست که با آئین بهائی و کتابهای آن آشنا گردد مگر آنکه با نام امام حسین امام صادق و ائمه اطهار ذکر شده در کتابهای بابی و بهائی آشنا گردد .
حضرت باب و حضرت بهاالله آنقدر که از این امامان ذکر مطلب کرده اند از هیچ پیامبر یا شخصیت دیگری ذکر خیر نکرده اند.
در واقع بهائیان به نوعی موید و مبلغ شیعه در میان تمام فرقه های اسلامی در اقصی نقاطی از جهان هستند ، که هرگز پای شیعه ای به آنجا باز نشده است ...
در روایات شیعه داریم هیچ شیعه ای حق تعرض و آزار محبان و ارادتمندان ائمه اطهار از هر دینی که باشند را ندارد
و متاسفم که امروزه شیعیان دشمنان اهل بیت و ائمه را برادر می نامند و محبان و موئیدان آنها را دشمن .
آنهایی که آنها را مشرک و مهدورالدم می شناسند را صاحب حقوق برابر و مسلمان می دانند ولی آنهاییکه خیلیهاشون سید و از نسل و اجداد شیعیان هستند هموطن و اقوامشان هستند را با آنها رفتاری دارند که با ملحد و بی دین و بیگانه ندارند.
هر چند خطبه های امام حسین و زینب در معرفی خویش به عنوان خداپرست ، اهل نماز و زکات و از ذریه پیامبر بودن اندک تاثیری در سپاه دشمن نداشت و چون مفتیان و شیخان گفتند خارجی ، خارجی قلمداد شدند . ولی کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ست.
اما مقام حضرت سيدالشّهدا در آثار امر بهایی
در الواح مبارکه امر بهایی راجع به مقام حضرت سیدالشهدا بیانات بسیار نازل گردیده که یکی از مهمترین این آثار «زیارتنامه مبارکه از قلم جمال قدم در مصیبت سیدالشهدا» می باشد.
این زیارت که ظهرهای عاشورا توسط بهائیان در گردهم آئی های فامیلی و محله ای برگزار میگردد همراه با شکوه خاصی هست.
مفاد این زیارتنامه القاب و مقاماتی برای امام حسین در خود از زبان مظهر ظهور دارد که برای کمتر مقامی در عالم ذکر شده است این مقامات بیشتر در حد ظهور حسینی می باشد»...
«این زیارتی است که در افق اعلی از قلم ابهایم در حق حضرت سیّدالشهداء حسین بن علی روح ماسواه فداه نازل گردید»
روح ماسواه فداه عبارت خیلی عظیمی هست.
ادامه زیارات نامه
«... ای ساکنان مدائن اسماء! و ای طلعات غرفه های جنّت علیا! و ای اصحاب وفا در ملکوت بقا! جامه های سرخ و سفید خویش را به جامه ای تیره و سیاه بدل نمایید، زیرا ایّام مصیبت کبری و رزیّۀ عظمی فرا رسیده، مصیبتی که رسول خدا را به نوحه و زاری انداخت و دختر گرامی اش فاطمه زهرا را جگر بگداخت، نالۀ فردوس اعلی بلند گشت و صدای گریه و زاری از اهل سراپرده جلال و راکبین سفینه حمراء که بر تختهای محبّت و وفا آرمیده بودند به فراز آسمان رسید. آه و فغان از ظلمی که حقایق وجود را مشتعل ساخت، ظلمی که از ناقضین عهد و میثاق و منکران حجّت و برهان و کافران به نعمت و احسان و مجادله کنندگان به آیات بیّنات بر مالک غیب و شهود وارد گردید. ارواح ملاء اعلی فدای مصیباتت ای فرزند سدرۀ منتهی و ای راز نهفته در کلمۀ علیا، ای کاش (قلم تقدیر رقم نمی خورد و) فرمان خداوند در آغاز و انجام به ظهور نمی رسید و دیدگان خلق پیکر پاکت را افتاده بر خاک نمی دید. مصیبت تو دریای بیان را از تلاطم بینداخت و امواج حکمت و عرفان را فرو نشاند و هبوب نسائم پروردگار را متوقف ساخت. به حزن تو آثار محو شد و اثمار ساقط گشت و آه از نهاد ابرار بلند گردید و اشک از دیدگان اخیار فرو ریخت. افسوس و دریغ! ای سیّد الشهداء و ای سلطان شهداء! ای فخر شهدا و ای محبوب شهدا! گواهی می دهم به وجود تو، خورشید انقطاع از آسمان ابداع اشراق نمود و هیاکل مقرّبین به زیور تقوی آراسته گشت و نور عرفان در عالم خاک بتابید. اگر نبودی دو حرف کاف و نون به هم نمی رسید (و عالم وجود محقق نمی گشت) و شراب سر به مهر الهی باز و گشوده نمی گردید...»
حضرت اعلی (باب)نیز تعلق خاطر و احترام خاصی به مقام امام حسین داشته و در ایام محرم بعد از هر نماز سید حسین کاتب را احضار میفرمودند تا با صدای بلند مقداری از کتاب محرق القلوب (تألیف حاج ملا مهدی نراقی) که در شرح مصائب و داستان شهادت امام حسین بود را در محضر مبارک تلاوت کند ، در حین استماع اشک از چشمان مبارک حضرت باب جاری میشد.....
جمال قدم (حضرت بهاالله) در اوقات اقامت در عراق عرب به زیارت تربت مقدس سیدالشهدا و حرم کاظمین تشریف میبرده اند که در لوح جناب ورقا هم به این مطلب اشاره فرموده اند
مرکز میثاق (حضرت عبدالبها)و حضرت ولی امرالله هم در یوم شهادت حضرت رب اعلی زیارتنامه مبارکه حضرت سیدالشهدا را تلاوت میفرمودند. ..
افسوس جهل و تعصب و نفرت پراکنی بیماران روانی ما را هم پیاله کافران و ملحدان و دشمنان اهل بیت کرده و دشمن انسانهایی کرده که در تمام عالم مشهور به نیکوکاری و درستی و صداقت و خدمت بوده و محب حسین هستند.
هیچ کس در سرتاسر عالم نیست که با آئین بهائی و کتابهای آن آشنا گردد مگر آنکه با نام امام حسین امام صادق و ائمه اطهار ذکر شده در کتابهای بابی و بهائی آشنا گردد .
حضرت باب و حضرت بهاالله آنقدر که از این امامان ذکر مطلب کرده اند از هیچ پیامبر یا شخصیت دیگری ذکر خیر نکرده اند.
در واقع بهائیان به نوعی موید و مبلغ شیعه در میان تمام فرقه های اسلامی در اقصی نقاطی از جهان هستند ، که هرگز پای شیعه ای به آنجا باز نشده است ...
در روایات شیعه داریم هیچ شیعه ای حق تعرض و آزار محبان و ارادتمندان ائمه اطهار از هر دینی که باشند را ندارد
و متاسفم که امروزه شیعیان دشمنان اهل بیت و ائمه را برادر می نامند و محبان و موئیدان آنها را دشمن .
آنهایی که آنها را مشرک و مهدورالدم می شناسند را صاحب حقوق برابر و مسلمان می دانند ولی آنهاییکه خیلیهاشون سید و از نسل و اجداد شیعیان هستند هموطن و اقوامشان هستند را با آنها رفتاری دارند که با ملحد و بی دین و بیگانه ندارند.
هر چند خطبه های امام حسین و زینب در معرفی خویش به عنوان خداپرست ، اهل نماز و زکات و از ذریه پیامبر بودن اندک تاثیری در سپاه دشمن نداشت و چون مفتیان و شیخان گفتند خارجی ، خارجی قلمداد شدند . ولی کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ست.
اما مقام حضرت سيدالشّهدا در آثار امر بهایی
در الواح مبارکه امر بهایی راجع به مقام حضرت سیدالشهدا بیانات بسیار نازل گردیده که یکی از مهمترین این آثار «زیارتنامه مبارکه از قلم جمال قدم در مصیبت سیدالشهدا» می باشد.
این زیارت که ظهرهای عاشورا توسط بهائیان در گردهم آئی های فامیلی و محله ای برگزار میگردد همراه با شکوه خاصی هست.
مفاد این زیارتنامه القاب و مقاماتی برای امام حسین در خود از زبان مظهر ظهور دارد که برای کمتر مقامی در عالم ذکر شده است این مقامات بیشتر در حد ظهور حسینی می باشد»...
«این زیارتی است که در افق اعلی از قلم ابهایم در حق حضرت سیّدالشهداء حسین بن علی روح ماسواه فداه نازل گردید»
روح ماسواه فداه عبارت خیلی عظیمی هست.
ادامه زیارات نامه
«... ای ساکنان مدائن اسماء! و ای طلعات غرفه های جنّت علیا! و ای اصحاب وفا در ملکوت بقا! جامه های سرخ و سفید خویش را به جامه ای تیره و سیاه بدل نمایید، زیرا ایّام مصیبت کبری و رزیّۀ عظمی فرا رسیده، مصیبتی که رسول خدا را به نوحه و زاری انداخت و دختر گرامی اش فاطمه زهرا را جگر بگداخت، نالۀ فردوس اعلی بلند گشت و صدای گریه و زاری از اهل سراپرده جلال و راکبین سفینه حمراء که بر تختهای محبّت و وفا آرمیده بودند به فراز آسمان رسید. آه و فغان از ظلمی که حقایق وجود را مشتعل ساخت، ظلمی که از ناقضین عهد و میثاق و منکران حجّت و برهان و کافران به نعمت و احسان و مجادله کنندگان به آیات بیّنات بر مالک غیب و شهود وارد گردید. ارواح ملاء اعلی فدای مصیباتت ای فرزند سدرۀ منتهی و ای راز نهفته در کلمۀ علیا، ای کاش (قلم تقدیر رقم نمی خورد و) فرمان خداوند در آغاز و انجام به ظهور نمی رسید و دیدگان خلق پیکر پاکت را افتاده بر خاک نمی دید. مصیبت تو دریای بیان را از تلاطم بینداخت و امواج حکمت و عرفان را فرو نشاند و هبوب نسائم پروردگار را متوقف ساخت. به حزن تو آثار محو شد و اثمار ساقط گشت و آه از نهاد ابرار بلند گردید و اشک از دیدگان اخیار فرو ریخت. افسوس و دریغ! ای سیّد الشهداء و ای سلطان شهداء! ای فخر شهدا و ای محبوب شهدا! گواهی می دهم به وجود تو، خورشید انقطاع از آسمان ابداع اشراق نمود و هیاکل مقرّبین به زیور تقوی آراسته گشت و نور عرفان در عالم خاک بتابید. اگر نبودی دو حرف کاف و نون به هم نمی رسید (و عالم وجود محقق نمی گشت) و شراب سر به مهر الهی باز و گشوده نمی گردید...»
حضرت اعلی (باب)نیز تعلق خاطر و احترام خاصی به مقام امام حسین داشته و در ایام محرم بعد از هر نماز سید حسین کاتب را احضار میفرمودند تا با صدای بلند مقداری از کتاب محرق القلوب (تألیف حاج ملا مهدی نراقی) که در شرح مصائب و داستان شهادت امام حسین بود را در محضر مبارک تلاوت کند ، در حین استماع اشک از چشمان مبارک حضرت باب جاری میشد.....
جمال قدم (حضرت بهاالله) در اوقات اقامت در عراق عرب به زیارت تربت مقدس سیدالشهدا و حرم کاظمین تشریف میبرده اند که در لوح جناب ورقا هم به این مطلب اشاره فرموده اند
مرکز میثاق (حضرت عبدالبها)و حضرت ولی امرالله هم در یوم شهادت حضرت رب اعلی زیارتنامه مبارکه حضرت سیدالشهدا را تلاوت میفرمودند. ..
افسوس جهل و تعصب و نفرت پراکنی بیماران روانی ما را هم پیاله کافران و ملحدان و دشمنان اهل بیت کرده و دشمن انسانهایی کرده که در تمام عالم مشهور به نیکوکاری و درستی و صداقت و خدمت بوده و محب حسین هستند.
RSS Feed
