در دو قرن تاریخ معاصر ایران به غیر از دو مقطع پانزده ساله که مدیریت دست هویدای بهائی زاده یا دوران طلایی رضا شاه که تحت مشورت بابی بهائی ها میبود
تمام سالهای آن ایرانیان در زجر و زحمت و فلاکت و پس رفت بوده اند .
در دو جنگ جهانی بیشترین تلفات و خسارات را ما دادیم و در جنگ جهانی سوم موجود همچنین .
چه در سه قحطی وحشتناک بزرگ که ما را به مرده خواری واداشت
چه در ده ها بیماری همه گیر وبا و طاعون و این اواخر کرونا که ما بیشترین تلفات در عالم را دادیم .
نمیدانم اگر خدا میخواست خشم خویش را به این ملت نشان دهد چه می بایست میکرد که نکرده.
خشکسالی و قطعی آب و برق و گاز را در حالی تجربه می کنیم که کشورهای مجاورمان که هزاران سال خشک و لم یزرع بوده اند امروز جزو آبادترین کشورها گشته اند .
رشد منفی ازدواج و جمعیت و خانواده گوئی نسل براندازمان گشته است .
آلودگی شدید هوا و خفگی از گرد و خاک سهم ما از طبیعت گشته است .
و هیچ کشوری در عالم اینهمه دزد و خائن و مختلس و جاسوس نداشته که ما داریم .
بقول رئیس جمهور در همه عرصه ها لب پرتگاه هستیم .
ما قوم منتخب الهی بودیم که خداوند چند فرستاده خویش را پشت سر هم فرستاد تا به کمال هدایتمان کند .
نه تنها فرستادگان الهی را کشتیم و تبعید کردیم بلکه صدها هزار نفر از بهترین انسانهای قوم و فامیل خویش را که گواهی به صدقشان می دادند را قلع و قمع نمودیم با وحشیانه ترین شکنجه ها .
آغاز این نگون بختی و سیر قهقرائی از زمان فتحعلی شاه آغاز گشت که به تقویت نهاد روحانیت منحرف پرداخت .
نه تنها مدارس علمیه را در قم بنا کرد بلکه کمکهای عظیم سالیانه ای به روحانیون و بازسازی قبور مینمود.
آخوندهائی که وظیفه اصلیشان تشویق مردم به یافتن امام زمانشان بود مردم را به تقلید و تبعیت از خود کشاندند.
این جماعت همانهایی بودند که هم با فتاوا و فشارهای خویش کشور را به جنگهای پی در پی با روسها کشاندند و هم جشن پیروزی بر اسفناک ترین شکستهای کشور گرفتند .
دعا و درودها به جان شاه فرستادند که شاه با صلحش از سقوط تهران و نابودی کشور شیعه پیشگیری کرده.
در هر دو قرارداد ننگین گلستان و ترکمنچای که بیش از نیمی از جغرافیای پر آب و استراتژیک ما از دست رفت این جماعت اعلام جشن پیروزی و ظفر کردند و نابودی سیل عظیمی از جوانان کشور در جنگ را شهادت و رستگاری نامیدند.
هرچند عالم بزرگ شیعیان در زمان فتحعلیشاه شیخ احمد احسائی گفته بود دیگر نیازی به مرجع و آخوند نیست و شیعیان باید دنبال امام زمان خویش بگردند
ولی مواهب علما از حکومت و ملت از سهم امام آنقدر زیاد بود که نمیتوانستند از آن بگذرند در آن جامعه به شدت فقیر.
نکبت دشمنی با امام زمان و فرستاده الهی تمام خاورمیانه را گرفت ، چرا که دستورات الهی منطبق با فهم و زبان و فرهنگ آنها آمده بود و حجت بر آنها تمام گشته بود .
قرآن علمای ادیان که مانع ایمان مردمان به فرستاده اش می گردند را شیطان نامیده و همچنین افراد تبعیت کننده و تقویت کننده شیاطین را مستحق سخت ترین عذابها .
چرا که اگر مردمان خاورمیانه به پیامبر عشق و صلح ایمان آورده بودند کل زمین را امنیت و صلح و پیشرفت فرا گرفته بود .
کمونیسم هرگز قوت نمی گرفت چرا که بیشترین تبلیغات و ستیز کمونیستها بر علیه باورهای کهن و مضر ادیان بود
و نیروهای خویش را از ضد دینان می گرفت چون واقعا ادیان کهن افیون ملتها بودند و ما هم در انقلاب معاصر با جان و پوستمان تجربه کردیم .
جنگهای ناسیونالیستی پای نمی گرفت و حب وطن قدرت خویش را به حب بشر و حب انسان می بخشید .
باور داشته باشیم یا نداشته باشیم ما ایرانیان ظلم بزرگی به عالم انسانی نمودیم با پف کردن به چراغ هدایت الهی .
دنیائی که به شدت تشنه یک عقیده نو ایدئولوژی نو یک عقیده نو و انسان پایه بود را محروم کردیم از شنیدن صدای حق.
خدا در قرآن عذابهای دردناک برای سد کنندگان سبیل الهی ذکر کرده است .
باورم نیست این داستان عذاب دردناک ما به راحتی پایان گیرد .
مگر اینکه نقش مخرب و بازدارنده خویش در سد امر مبارک الهی را تغییر دهیم .
تلاشی متفاوت بنمائیم و بلند کننده ندای امر بهائی در عالم باشیم .
با شهامت و شجاعت اعلام کنیم در ایران ما دو قرن پیش ندائی آسمانی بلند شد که پیشرفته تر و عالی تر و توسعه بخش تر از هر ایدئولوژی زمانش بود و هنوز عالی تر از آن برای پوشش نیازهای مادی و معنوی بشر به وجود نیامده است.
بسیار مهم هست پنهان کننده و کتمان کننده و خاموش کننده این پیام الهی نباشیم و وظیفه عقلانی و ایمانی و انسانی خویش در انعکاسش را انجام دهیم هرچند به ایمان به آن فاصله داشته باشیم .
این ندای رسای حق هست که میتواند عامل اتحاد و اتفاق و برکت و صلح و امنیت گردد و نگاهی متفاوت به ایرانیان در تمام مراکز قدرت و تصمیم سازی جهانی ایجاد کند و بدبینی های کهن و مزمن را از بین ببرد.
تمام سالهای آن ایرانیان در زجر و زحمت و فلاکت و پس رفت بوده اند .
در دو جنگ جهانی بیشترین تلفات و خسارات را ما دادیم و در جنگ جهانی سوم موجود همچنین .
چه در سه قحطی وحشتناک بزرگ که ما را به مرده خواری واداشت
چه در ده ها بیماری همه گیر وبا و طاعون و این اواخر کرونا که ما بیشترین تلفات در عالم را دادیم .
نمیدانم اگر خدا میخواست خشم خویش را به این ملت نشان دهد چه می بایست میکرد که نکرده.
خشکسالی و قطعی آب و برق و گاز را در حالی تجربه می کنیم که کشورهای مجاورمان که هزاران سال خشک و لم یزرع بوده اند امروز جزو آبادترین کشورها گشته اند .
رشد منفی ازدواج و جمعیت و خانواده گوئی نسل براندازمان گشته است .
آلودگی شدید هوا و خفگی از گرد و خاک سهم ما از طبیعت گشته است .
و هیچ کشوری در عالم اینهمه دزد و خائن و مختلس و جاسوس نداشته که ما داریم .
بقول رئیس جمهور در همه عرصه ها لب پرتگاه هستیم .
ما قوم منتخب الهی بودیم که خداوند چند فرستاده خویش را پشت سر هم فرستاد تا به کمال هدایتمان کند .
نه تنها فرستادگان الهی را کشتیم و تبعید کردیم بلکه صدها هزار نفر از بهترین انسانهای قوم و فامیل خویش را که گواهی به صدقشان می دادند را قلع و قمع نمودیم با وحشیانه ترین شکنجه ها .
آغاز این نگون بختی و سیر قهقرائی از زمان فتحعلی شاه آغاز گشت که به تقویت نهاد روحانیت منحرف پرداخت .
نه تنها مدارس علمیه را در قم بنا کرد بلکه کمکهای عظیم سالیانه ای به روحانیون و بازسازی قبور مینمود.
آخوندهائی که وظیفه اصلیشان تشویق مردم به یافتن امام زمانشان بود مردم را به تقلید و تبعیت از خود کشاندند.
این جماعت همانهایی بودند که هم با فتاوا و فشارهای خویش کشور را به جنگهای پی در پی با روسها کشاندند و هم جشن پیروزی بر اسفناک ترین شکستهای کشور گرفتند .
دعا و درودها به جان شاه فرستادند که شاه با صلحش از سقوط تهران و نابودی کشور شیعه پیشگیری کرده.
در هر دو قرارداد ننگین گلستان و ترکمنچای که بیش از نیمی از جغرافیای پر آب و استراتژیک ما از دست رفت این جماعت اعلام جشن پیروزی و ظفر کردند و نابودی سیل عظیمی از جوانان کشور در جنگ را شهادت و رستگاری نامیدند.
هرچند عالم بزرگ شیعیان در زمان فتحعلیشاه شیخ احمد احسائی گفته بود دیگر نیازی به مرجع و آخوند نیست و شیعیان باید دنبال امام زمان خویش بگردند
ولی مواهب علما از حکومت و ملت از سهم امام آنقدر زیاد بود که نمیتوانستند از آن بگذرند در آن جامعه به شدت فقیر.
نکبت دشمنی با امام زمان و فرستاده الهی تمام خاورمیانه را گرفت ، چرا که دستورات الهی منطبق با فهم و زبان و فرهنگ آنها آمده بود و حجت بر آنها تمام گشته بود .
قرآن علمای ادیان که مانع ایمان مردمان به فرستاده اش می گردند را شیطان نامیده و همچنین افراد تبعیت کننده و تقویت کننده شیاطین را مستحق سخت ترین عذابها .
چرا که اگر مردمان خاورمیانه به پیامبر عشق و صلح ایمان آورده بودند کل زمین را امنیت و صلح و پیشرفت فرا گرفته بود .
کمونیسم هرگز قوت نمی گرفت چرا که بیشترین تبلیغات و ستیز کمونیستها بر علیه باورهای کهن و مضر ادیان بود
و نیروهای خویش را از ضد دینان می گرفت چون واقعا ادیان کهن افیون ملتها بودند و ما هم در انقلاب معاصر با جان و پوستمان تجربه کردیم .
جنگهای ناسیونالیستی پای نمی گرفت و حب وطن قدرت خویش را به حب بشر و حب انسان می بخشید .
باور داشته باشیم یا نداشته باشیم ما ایرانیان ظلم بزرگی به عالم انسانی نمودیم با پف کردن به چراغ هدایت الهی .
دنیائی که به شدت تشنه یک عقیده نو ایدئولوژی نو یک عقیده نو و انسان پایه بود را محروم کردیم از شنیدن صدای حق.
خدا در قرآن عذابهای دردناک برای سد کنندگان سبیل الهی ذکر کرده است .
باورم نیست این داستان عذاب دردناک ما به راحتی پایان گیرد .
مگر اینکه نقش مخرب و بازدارنده خویش در سد امر مبارک الهی را تغییر دهیم .
تلاشی متفاوت بنمائیم و بلند کننده ندای امر بهائی در عالم باشیم .
با شهامت و شجاعت اعلام کنیم در ایران ما دو قرن پیش ندائی آسمانی بلند شد که پیشرفته تر و عالی تر و توسعه بخش تر از هر ایدئولوژی زمانش بود و هنوز عالی تر از آن برای پوشش نیازهای مادی و معنوی بشر به وجود نیامده است.
بسیار مهم هست پنهان کننده و کتمان کننده و خاموش کننده این پیام الهی نباشیم و وظیفه عقلانی و ایمانی و انسانی خویش در انعکاسش را انجام دهیم هرچند به ایمان به آن فاصله داشته باشیم .
این ندای رسای حق هست که میتواند عامل اتحاد و اتفاق و برکت و صلح و امنیت گردد و نگاهی متفاوت به ایرانیان در تمام مراکز قدرت و تصمیم سازی جهانی ایجاد کند و بدبینی های کهن و مزمن را از بین ببرد.
RSS Feed
