کفر در قرآن مقابل شکر هست
یعنی کفر به معنای ناسپاسی ، ناشکری ، قدرنشناسی هست.
طبعا حکومت امویان در صدر اسلام چون قصد حکومت یعنی مهار و ارعاب و به بند کشیدن افراد با بهانه های نامشخص داشتند تعریف کفر را به سمت پندارهای ذهنی در مورد خالق هستی و مقدسات مذهبی و تعاریف دینی بردند ...
در اصل قرانی شما دنیائی پنداشتهای مذهبی خوب داشته باشی و تمام اعمال مذهبی را انجام بدهی ولی شاکر نباشی کافر هستی .
در روایات داریم کسی که نتواند شاکر مخلوق باشه هرگز شاکر خداوند نخواهد بود
«مَنْ لَمْ يَشْكُرِ اَلنَّاسَ لَمْ يَشْكُرِ اَللَّهَ؛ كسى كه شكر احسان مردم را نداشته باشد خدا را شكر نمیكند.» حضرت محمد(ص).
اینکه ما چقدر امروز سپاسگزار
اختراع وسایل زندگی و داروهای حیاتی و نشر علوم مفید مغرب زمینان هستیم بماند ،
مرگ و نفرتمان را نثار آنها نکنیم انتظار قدرشناسی نیست .
شما وقتی قدر هر احسان و لطف و مرحمت دیگران را ندانید کافرید خواه والدین باشه خواه همسر یا دوستان و آشنایان.
نسلهای قدیم آنقدر پرهیز از ناسپاسی دیگران را مهم می دانستند که نان و نمک دیگران را حتی برای وعده ای نمی خوردند اگر خیال دشمنی و ستیز داشتند .
یعنی نمک نشناسی به درستی بزرگترین گناه زندگی آنان بود .
اینکه خیال کنیم خداوند به شنیدن ذکر الفاظی تقدیر آمیز نیازمند هست خودش کفری عظیم بر بی نیازی خداوند هست .
خداوند میخواهد ما نسبت به هم سپاسگزار باشیم و قدر دان.
خدا با گوش بندگانش شکرگزاری ما را میفهمد
همان لحظاتی که داری از همسرت تقدیر و تشکر خالصانه میکنی همان شکر الهی هست و به همچنین دیگر اقربای خویش.
ولی نعمتان معنوی هم همینگونه هستند نمیشه آدم مومن باشه و صلوات و رحمت بر روح شهدای امر و استقامت کنندگان امر یا پیش قراولان آن نفرستد.
حضرت محمد صلوات فرستادن را واجب نمود تا امتی سپاسگزار خلق کند هر چند جز الفاظ بی روحش نمانده .
پس اگر توجه به فرستاده جدید الهی نکنی در میان اینهمه شیاد و حقه باز و جادوگر و رمال و آخوند و صوفی مذهبی گمراه و اسیر و برده میشی.
اگر خداوند پیامبرش را برای نجات ما نمی فرستاد که درست اندیشیدن مذهبی را یاد دهد چه سرنوشت شومی داشته و خواهیم داشت.
چون جهان بینی و نگرش دینی بیشترین تاثیر را در احساس خوشبختی ما دارد .
طبعا قدر نشناسی این لطف عظیم یعنی موهبت فرستاده الهی بزرگترین کفر هست .
خدا در قرآن یکبار منت بر انسان می گذارد آن هم برای برانگیختن پیامبران از میان خودمان وجنس خودمان .
یعنی در میان هزاران هزار نعمت الهی ، نعمتی برتر از برگزیدن پیامبری برای انسان ،
از دیدگاه الهی نیست که برایش منت گذاشت بر سر انسان .
لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ ..
آل عمران ۱۶۴
بین تمام قدرشناسی ها
از همسر والدین دوستان و صالحان و خوبان و پیامبر الهی یک عنصر مشترک هست .
یعنی شما در واقع اگر مومن به فرستاده جدید الهی گردید ناخودآگاه شاکر همیشگی همه ولی نعمتان خویش می گردید .
دیدم عده ای از فالورهای قدیمی با کمک نهادهای حکومتی بر مبنای مطالب قدیمیم گروه های شکر گزاری ایجاد کرده اند ، کار بسیار جالب و خوبی هست .
ولی اینکه نفهمیم بدون شکر گزاری بر فرستاده جدید الهی قادرنیستیم پیوسته و مداوم و عمیق نه لقلقه لسانی به مقام شکر برسیم اندوهگینم کرد.
یعنی مقام غنا ، انقطاع ، رضا
مقاماتی هست که پیش نیاز شکر حقیقی و باطنی و مسرورانه هست و این مقامات جز با ایمان به حضرت بهاءالله تحصیل نمی گردد.
خود انسان موقعی از خودش خوشش می آید که احساس کند در مسیر امر الهی مشغول هست و
احساس خسران باطنی را با الفاظ و کلمات زبانی نمیتوان علاج نمود .
حضرت بهاءالله از ما میخواهند در تمام حالات سپاسگزار الهی باشیم حتی در زیر شمشیر اعدا
تحت السّيف لك الافضال يا لا إله إلّا أنت
یعنی فضل الهی را کسی قادر به بریدنش نیست
همچنین میفرمایند:
” با آنکه شُکر سبب ازدياد نعمت است ولي کمال شُکر بانفاق است و مقام انفاق اعظم مقامات .”
یعنی شکر حقیقی یک ذی نعمت در بخشیدنش هویدا می گردد.
حال علم باشه قدرت باشه اختیار باشه احساس باشه ثروت باشه ....
یعنی کفر به معنای ناسپاسی ، ناشکری ، قدرنشناسی هست.
طبعا حکومت امویان در صدر اسلام چون قصد حکومت یعنی مهار و ارعاب و به بند کشیدن افراد با بهانه های نامشخص داشتند تعریف کفر را به سمت پندارهای ذهنی در مورد خالق هستی و مقدسات مذهبی و تعاریف دینی بردند ...
در اصل قرانی شما دنیائی پنداشتهای مذهبی خوب داشته باشی و تمام اعمال مذهبی را انجام بدهی ولی شاکر نباشی کافر هستی .
در روایات داریم کسی که نتواند شاکر مخلوق باشه هرگز شاکر خداوند نخواهد بود
«مَنْ لَمْ يَشْكُرِ اَلنَّاسَ لَمْ يَشْكُرِ اَللَّهَ؛ كسى كه شكر احسان مردم را نداشته باشد خدا را شكر نمیكند.» حضرت محمد(ص).
اینکه ما چقدر امروز سپاسگزار
اختراع وسایل زندگی و داروهای حیاتی و نشر علوم مفید مغرب زمینان هستیم بماند ،
مرگ و نفرتمان را نثار آنها نکنیم انتظار قدرشناسی نیست .
شما وقتی قدر هر احسان و لطف و مرحمت دیگران را ندانید کافرید خواه والدین باشه خواه همسر یا دوستان و آشنایان.
نسلهای قدیم آنقدر پرهیز از ناسپاسی دیگران را مهم می دانستند که نان و نمک دیگران را حتی برای وعده ای نمی خوردند اگر خیال دشمنی و ستیز داشتند .
یعنی نمک نشناسی به درستی بزرگترین گناه زندگی آنان بود .
اینکه خیال کنیم خداوند به شنیدن ذکر الفاظی تقدیر آمیز نیازمند هست خودش کفری عظیم بر بی نیازی خداوند هست .
خداوند میخواهد ما نسبت به هم سپاسگزار باشیم و قدر دان.
خدا با گوش بندگانش شکرگزاری ما را میفهمد
همان لحظاتی که داری از همسرت تقدیر و تشکر خالصانه میکنی همان شکر الهی هست و به همچنین دیگر اقربای خویش.
ولی نعمتان معنوی هم همینگونه هستند نمیشه آدم مومن باشه و صلوات و رحمت بر روح شهدای امر و استقامت کنندگان امر یا پیش قراولان آن نفرستد.
حضرت محمد صلوات فرستادن را واجب نمود تا امتی سپاسگزار خلق کند هر چند جز الفاظ بی روحش نمانده .
پس اگر توجه به فرستاده جدید الهی نکنی در میان اینهمه شیاد و حقه باز و جادوگر و رمال و آخوند و صوفی مذهبی گمراه و اسیر و برده میشی.
اگر خداوند پیامبرش را برای نجات ما نمی فرستاد که درست اندیشیدن مذهبی را یاد دهد چه سرنوشت شومی داشته و خواهیم داشت.
چون جهان بینی و نگرش دینی بیشترین تاثیر را در احساس خوشبختی ما دارد .
طبعا قدر نشناسی این لطف عظیم یعنی موهبت فرستاده الهی بزرگترین کفر هست .
خدا در قرآن یکبار منت بر انسان می گذارد آن هم برای برانگیختن پیامبران از میان خودمان وجنس خودمان .
یعنی در میان هزاران هزار نعمت الهی ، نعمتی برتر از برگزیدن پیامبری برای انسان ،
از دیدگاه الهی نیست که برایش منت گذاشت بر سر انسان .
لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ ..
آل عمران ۱۶۴
بین تمام قدرشناسی ها
از همسر والدین دوستان و صالحان و خوبان و پیامبر الهی یک عنصر مشترک هست .
یعنی شما در واقع اگر مومن به فرستاده جدید الهی گردید ناخودآگاه شاکر همیشگی همه ولی نعمتان خویش می گردید .
دیدم عده ای از فالورهای قدیمی با کمک نهادهای حکومتی بر مبنای مطالب قدیمیم گروه های شکر گزاری ایجاد کرده اند ، کار بسیار جالب و خوبی هست .
ولی اینکه نفهمیم بدون شکر گزاری بر فرستاده جدید الهی قادرنیستیم پیوسته و مداوم و عمیق نه لقلقه لسانی به مقام شکر برسیم اندوهگینم کرد.
یعنی مقام غنا ، انقطاع ، رضا
مقاماتی هست که پیش نیاز شکر حقیقی و باطنی و مسرورانه هست و این مقامات جز با ایمان به حضرت بهاءالله تحصیل نمی گردد.
خود انسان موقعی از خودش خوشش می آید که احساس کند در مسیر امر الهی مشغول هست و
احساس خسران باطنی را با الفاظ و کلمات زبانی نمیتوان علاج نمود .
حضرت بهاءالله از ما میخواهند در تمام حالات سپاسگزار الهی باشیم حتی در زیر شمشیر اعدا
تحت السّيف لك الافضال يا لا إله إلّا أنت
یعنی فضل الهی را کسی قادر به بریدنش نیست
همچنین میفرمایند:
” با آنکه شُکر سبب ازدياد نعمت است ولي کمال شُکر بانفاق است و مقام انفاق اعظم مقامات .”
یعنی شکر حقیقی یک ذی نعمت در بخشیدنش هویدا می گردد.
حال علم باشه قدرت باشه اختیار باشه احساس باشه ثروت باشه ....
RSS Feed
