بسیاری بر این باورند که انقلاب کبیر فرانسه به سال ۱۷۹۹ سر منشا بسیاری از تحولات جهان مدرن و مادر انقلابات معاصر در عالم گشت و باعث ایجاد جهان مدرن گشت .
اما با مطالعه تاریخ ایران در می یابیم ایران همزمان و قبل از این واقعه بزرگ با ظهور شخصیت بزرگی به نام شیخ احمد احسائی میخواست طلیعه دار این امر بزرگ در عالم ، بدون این نتایج وحشتناک معاصر از سه جنگ جهانی باشد .
شیخ احمد احسائی با آوردن چندین مفهوم جدید در دنیای به شدت مذهبی دویست و پنجاه سال پیش میخواست انقلابی دینی و معنوی در عالم بسازد .
در دورانی که شیعیان درگیر جنگ اصولی و اخباری بودند، و حق و حقیقت را میخواستند از خبر و روایت یا قوانین پیش ساخته مذهبی استخراج نمایند شیخ احمد راه سومی راه قلب و وجدان ارائه نمود و ادعا نمود ائمه اطهار در خواب و رویا حقایق را به او می گویند .
شیخ احمد با این نظریه به مرگ وحی پایان داد و خداوند را فعال مایشا ساخت
آن هادی و رهنمای حکیمی که نیاز ندارد خواسته های خویش را در لابه لای کتابهای پیچیده و مبهم به زبان هزاران سال پیش بیان نماید .
و او قادر مطلقی هست که میتواند به زبان هر بنده پاک و با وجدانی به نطق آید .
در واقع نظریه شیخ احمد در مورد قائم یا موعود ادیان هم همین بود ، مهدی یک روح هدایت بخش الهی در عالم هست که قالب و بدن یا بستر و مکان ظهور خویش را میجوید.
مهدی هرگز غایب نبوده و نیست و این ما هستیم که کور و کر با تلقینات شیاطین یعنی علمای دینی زمانمان در تشخیصش هستیم
و تا به چشم و گوش و عقل خویش کمتر از گفته آنان اعتماد داشته باشیم پیدایش نخواهیم کرد
و اینکه دیگران باید بیابند و به ما معرفی کنند از اساس غلط هست .
یعنی مخالفت با تقلید میمون وار در اصول دین و اساس دین ، در عصر مقلد پرور هدف اساسی او بود که میتوانست سکوی پرتاب انسانهای جامعه به دنیای علم و عقل باشد .
حکمرانی علما در آن دوران ده ها برابر شدیدتر از حکمرانی آنها در انقلاب ۵۷ می بود .
هر چند شیخ احمد از مجتهدان طراز اول حوزه بود زیاد وارد احکام و جزئیات فقهی مغایر عقل زمان نمیشد تا بتواند کلیات تفکر انسان مذهبی را متحول سازد.
جنبش شیخ احمد در عصر تاریک خفقان های مذهبی آن دوران میتوانست تغییر دهنده عالم انسانی باشد .
و شکاف بین علم و دین را تا حدی کاهش دهد که جنبشهای کمونیستی و ضد دینی نتوانند شکل بگیرند و یاور بیابند .
ما قوم برگزیده ای بودیم که با پیروی و تبعیت و حمایت از علمای متحجرمان به جهنم سقوط کردیم
شیخ احمد احسائی یک شیعه کامل بود و آمده بود تا با چند نظر بنیادی دنیای تشیع را آماده برای پذیرش منجی خویش حضرت بهاءالله بنماید .
او مجتهدی صاحب اجازه از علمای بزرگ بود که به خوبی میدانست عمر دنیای فقه و اجتهاد و تغییر و تبدیل احکام دین با فتاوا پایان یافته و دین نیازمند ظهور منجی خویش برای طرحی جدید هست .
با اینکه تمام عمرش صرف نشر معارف علوی و قرآنی گشته بود و زندگی زاهدانه ای در پرهیز از اصحاب قدرت و ثروت داشت بیشترین تکفیرها و آزارها را تحمل نمود.
آری در میان انبوهی از مطالب مزخرف که علمای شیعه در آن دوران مجبور به مطالعه و طرحش برای حفظ جایگاه مرجعیت خویش بودند شیخ احمد احسائی آن فقیه و متکلم وارسته چند تغییر عمده در سیستم عقاید شیعی ایجاد کردند که آنها را سریعتر و راحت تر به موعودشان برساند
و در ضمن جایگاهشان در حد ممکن محفوظ ماند
ولی این تغییر بسیار عظیمی بود که حتی هنوز پس از دویست سال شیعیان هر روز محتاج تر به آن می گردند برای درک حقیقت و نجات از افیون عقیده منحرف.
آری او ستاره پیش ظهور هدایت ما بود که نور ستیزان عالم با هیاهو هایشان مردم را از او غافل داشتند .
دعوت او به طور ضمنی دور ریختن تمام کتب و عقاید کهن مذهبی بود با رجوع به رکن رابع و انسان کامل که مشابه همین اندیشه در بسیاری از کشورهای عالم در سالهای بعد سرمنشا تحولات و تغییرات بنیادی گشت
و انسانها را از پرستش مردگان به زندگان عصر خویش فراخواند.
اما با مطالعه تاریخ ایران در می یابیم ایران همزمان و قبل از این واقعه بزرگ با ظهور شخصیت بزرگی به نام شیخ احمد احسائی میخواست طلیعه دار این امر بزرگ در عالم ، بدون این نتایج وحشتناک معاصر از سه جنگ جهانی باشد .
شیخ احمد احسائی با آوردن چندین مفهوم جدید در دنیای به شدت مذهبی دویست و پنجاه سال پیش میخواست انقلابی دینی و معنوی در عالم بسازد .
در دورانی که شیعیان درگیر جنگ اصولی و اخباری بودند، و حق و حقیقت را میخواستند از خبر و روایت یا قوانین پیش ساخته مذهبی استخراج نمایند شیخ احمد راه سومی راه قلب و وجدان ارائه نمود و ادعا نمود ائمه اطهار در خواب و رویا حقایق را به او می گویند .
شیخ احمد با این نظریه به مرگ وحی پایان داد و خداوند را فعال مایشا ساخت
آن هادی و رهنمای حکیمی که نیاز ندارد خواسته های خویش را در لابه لای کتابهای پیچیده و مبهم به زبان هزاران سال پیش بیان نماید .
و او قادر مطلقی هست که میتواند به زبان هر بنده پاک و با وجدانی به نطق آید .
در واقع نظریه شیخ احمد در مورد قائم یا موعود ادیان هم همین بود ، مهدی یک روح هدایت بخش الهی در عالم هست که قالب و بدن یا بستر و مکان ظهور خویش را میجوید.
مهدی هرگز غایب نبوده و نیست و این ما هستیم که کور و کر با تلقینات شیاطین یعنی علمای دینی زمانمان در تشخیصش هستیم
و تا به چشم و گوش و عقل خویش کمتر از گفته آنان اعتماد داشته باشیم پیدایش نخواهیم کرد
و اینکه دیگران باید بیابند و به ما معرفی کنند از اساس غلط هست .
یعنی مخالفت با تقلید میمون وار در اصول دین و اساس دین ، در عصر مقلد پرور هدف اساسی او بود که میتوانست سکوی پرتاب انسانهای جامعه به دنیای علم و عقل باشد .
حکمرانی علما در آن دوران ده ها برابر شدیدتر از حکمرانی آنها در انقلاب ۵۷ می بود .
هر چند شیخ احمد از مجتهدان طراز اول حوزه بود زیاد وارد احکام و جزئیات فقهی مغایر عقل زمان نمیشد تا بتواند کلیات تفکر انسان مذهبی را متحول سازد.
جنبش شیخ احمد در عصر تاریک خفقان های مذهبی آن دوران میتوانست تغییر دهنده عالم انسانی باشد .
و شکاف بین علم و دین را تا حدی کاهش دهد که جنبشهای کمونیستی و ضد دینی نتوانند شکل بگیرند و یاور بیابند .
ما قوم برگزیده ای بودیم که با پیروی و تبعیت و حمایت از علمای متحجرمان به جهنم سقوط کردیم
شیخ احمد احسائی یک شیعه کامل بود و آمده بود تا با چند نظر بنیادی دنیای تشیع را آماده برای پذیرش منجی خویش حضرت بهاءالله بنماید .
او مجتهدی صاحب اجازه از علمای بزرگ بود که به خوبی میدانست عمر دنیای فقه و اجتهاد و تغییر و تبدیل احکام دین با فتاوا پایان یافته و دین نیازمند ظهور منجی خویش برای طرحی جدید هست .
با اینکه تمام عمرش صرف نشر معارف علوی و قرآنی گشته بود و زندگی زاهدانه ای در پرهیز از اصحاب قدرت و ثروت داشت بیشترین تکفیرها و آزارها را تحمل نمود.
آری در میان انبوهی از مطالب مزخرف که علمای شیعه در آن دوران مجبور به مطالعه و طرحش برای حفظ جایگاه مرجعیت خویش بودند شیخ احمد احسائی آن فقیه و متکلم وارسته چند تغییر عمده در سیستم عقاید شیعی ایجاد کردند که آنها را سریعتر و راحت تر به موعودشان برساند
و در ضمن جایگاهشان در حد ممکن محفوظ ماند
ولی این تغییر بسیار عظیمی بود که حتی هنوز پس از دویست سال شیعیان هر روز محتاج تر به آن می گردند برای درک حقیقت و نجات از افیون عقیده منحرف.
آری او ستاره پیش ظهور هدایت ما بود که نور ستیزان عالم با هیاهو هایشان مردم را از او غافل داشتند .
دعوت او به طور ضمنی دور ریختن تمام کتب و عقاید کهن مذهبی بود با رجوع به رکن رابع و انسان کامل که مشابه همین اندیشه در بسیاری از کشورهای عالم در سالهای بعد سرمنشا تحولات و تغییرات بنیادی گشت
و انسانها را از پرستش مردگان به زندگان عصر خویش فراخواند.
RSS Feed
