اگر تحصیلکرده ها و فرهیختگان ایران زمین تاریخ شهدای بهائی سرزمین خویش را خوانده بودند
متوجه میشدند چه حجمی از قساوت قلب، بی رحمی و ستمگری در قلب سرکردگان مذهبی شیعه این سرزمین وجود دارد .
اگر بزرگان سیاسی و ادبی و اجتماعی این کشور یکبار در عمرشان تاریخ شهدای امر بهائی در ایران را خوانده بودند به راحتی فریب ظاهر مهربانه و متواضعانه و انسانی رهبران انقلابی مذهبی ایران را نمی خوردند .
شخصیتهائی فریب خوردند که هر کدام خود اسطوره ای بودند از علم و دانش و تخصص.
همیشه برایم سوال بود که چگونه افرادی که نخبگان علمی این سرزمین بودند فریب علمای مذهبی خوردند حتی فرماندهان و ژنرالهای بزرگ نظامی این سرزمین اعتماد کردند به این قوم بی رحم و نفهم .
بزرگترین علتی که میتوان برای خطای مشترک همه این بزرگان ذکر کرد ، نخواندن تاریخ اتفاقات مذهبی دو قرن اخیر ایران زمین یعنی تاریخ بابی بهائی هست و نتیجتا عدم باور به شدت خشونت و بی رحمی مذهبیون نسبت به مخالفان عقیدتی خویش هست .
اگر ایرانیان بخواهند عاقلانه و هوشمندانه در اتفاقات آینده تصمیم بگیرند و آرا و حمایتهای خویش را استفاده صحیح بنمایند
حتما باید تاریخ شهدای بهائی ایران جزو واحدهای درسی مدرسه و دانشگاه این سرزمین گردد .
ما نمیدانستیم اجداد مذهبی ما در عین ظاهر نجیبانه و بزرگوار چقدر وحشی و بی رحم هم بوده اند در مقابل پیروان دیگر عقاید.
و این خشونت پنهان و چهره پنهان بوده که عامل بسیاری از نزاعها و اختلافات و عقب ماندگی ها درون این سرزمین در قرون معاصر گشته است .
اینکه حضرت بهاءالله توانسته از میان چنین قومی چنین جامعه ای صلح طلب خلق کنه خودش بزرگترین اعجاز هست .
اینکه زنهای مذهبی این سرزمین با چاقو و دشنه و سوزن و قیچی به جان بابیان و بهائیان در زنجیر می افتادند اگر درست اندیشیده میشد حوادث اخیر پیشگیری گشته بود .
جشن و پایکوبی و شادی مردمان در تماشای فجیعانه ترین شکنجه گری علنی و عمومی مومنان دیانت جدید ، موضوع کم اهمیتی نیست . این هم بر نجیب ترین و مفیدترین انسانهائی که فقط عقیده شان با ما فرق می کند .
متوجه میشدند چه حجمی از قساوت قلب، بی رحمی و ستمگری در قلب سرکردگان مذهبی شیعه این سرزمین وجود دارد .
اگر بزرگان سیاسی و ادبی و اجتماعی این کشور یکبار در عمرشان تاریخ شهدای امر بهائی در ایران را خوانده بودند به راحتی فریب ظاهر مهربانه و متواضعانه و انسانی رهبران انقلابی مذهبی ایران را نمی خوردند .
شخصیتهائی فریب خوردند که هر کدام خود اسطوره ای بودند از علم و دانش و تخصص.
همیشه برایم سوال بود که چگونه افرادی که نخبگان علمی این سرزمین بودند فریب علمای مذهبی خوردند حتی فرماندهان و ژنرالهای بزرگ نظامی این سرزمین اعتماد کردند به این قوم بی رحم و نفهم .
بزرگترین علتی که میتوان برای خطای مشترک همه این بزرگان ذکر کرد ، نخواندن تاریخ اتفاقات مذهبی دو قرن اخیر ایران زمین یعنی تاریخ بابی بهائی هست و نتیجتا عدم باور به شدت خشونت و بی رحمی مذهبیون نسبت به مخالفان عقیدتی خویش هست .
اگر ایرانیان بخواهند عاقلانه و هوشمندانه در اتفاقات آینده تصمیم بگیرند و آرا و حمایتهای خویش را استفاده صحیح بنمایند
حتما باید تاریخ شهدای بهائی ایران جزو واحدهای درسی مدرسه و دانشگاه این سرزمین گردد .
ما نمیدانستیم اجداد مذهبی ما در عین ظاهر نجیبانه و بزرگوار چقدر وحشی و بی رحم هم بوده اند در مقابل پیروان دیگر عقاید.
و این خشونت پنهان و چهره پنهان بوده که عامل بسیاری از نزاعها و اختلافات و عقب ماندگی ها درون این سرزمین در قرون معاصر گشته است .
اینکه حضرت بهاءالله توانسته از میان چنین قومی چنین جامعه ای صلح طلب خلق کنه خودش بزرگترین اعجاز هست .
اینکه زنهای مذهبی این سرزمین با چاقو و دشنه و سوزن و قیچی به جان بابیان و بهائیان در زنجیر می افتادند اگر درست اندیشیده میشد حوادث اخیر پیشگیری گشته بود .
جشن و پایکوبی و شادی مردمان در تماشای فجیعانه ترین شکنجه گری علنی و عمومی مومنان دیانت جدید ، موضوع کم اهمیتی نیست . این هم بر نجیب ترین و مفیدترین انسانهائی که فقط عقیده شان با ما فرق می کند .
RSS Feed
