در باور پیروان هر دینی جواز و تلاش حکومت مذهبی باشد آنها از صورت یک آئین مقدس و آسمانی خارج شده و تبدیل به یک فرقه سیاسی خطرناک با اهداف دنیوی می گردند .
و اساسا مبارزه و مخالفت با چنین فرقه های خطرناک بزرگترین رسالت عقلای عالم هست که به خوبی دارد شکل می گیرد .
ارزش تمام افعال مذهبی ، به اختیاری بودن آن هست هر فعل مذهبی که حالت جبر سازمانی یا حکومتی بگیرد نه تنها باعث تعالی آدمی نمی گردد بلکه باعث سقوطش به چاه دوروئی و نفاق می گردد .
به همین خاطر هست که شارع دیانت بهائی کافر بودن را بهتر از ماکر بودن و دو رو بودن بر میشمارد.
حق آزادی و اختیار انسان از مقدس ترین حقوق انسانهاست که تنها با آن بشر به مقاماتی میرسد که فرشتگان غبطه آن میخورند.
ائمه شیعه آنقدر عبادات مشابه عبادات حاکمان مذهبی را مضر برای بشریت میدانستند که هیچ عبادتی از وضو و نماز تا عبادت و زیارت و دعا را مشابه دین دیندارانی که معتقد به حکومت دینی بودند باقی نگذاشتند و همه را تغییر دادند ...
وقتی هم دینان شما اعتقاد به تشکیل حکومت دینی دارند نه تنها پوشش و نماز جماعت شما فعلی سیاسی در تقویت ظالمان می گردد
حتی انفاق و خیرات و اوقاف و ساخت بناهای مذهبی شما هم به فرموده قرآن تقویت بنای ظلم و ستم هست .
دین سیستم بسیار قدیمی و قدرتمندی هست که در طی سالیان درازی توانسته حتی دشمنان خویش را و بدگویان خویش را به خدمت خویش بگیرد .
جای تعجب نیست که مسلمانان امروزه به دانشمندان و بزرگانی در عالم افتخار میکنند و با سوابق آنان یارگیری می کنند که همه مثل ابن سینا و ابوریحان و خیام و حافظ و رازی و ... تکفیر و تعذیب مذهبی گشتند .
آنها چون نمیتوانستند ادعای ایمان به دیانت دیگر بکنند بخاطر اعدام به علت ارتداد ،
با همه مخالفتهایشان با عقاید اسلامی پس از مرگشان بزرگان دینی معرفی گشتند .
تمام احکام حکومتی که پیامبران می آورند جنبه راهنمائی و ارشادی دارند نه تحکمی و اجرائی، قداست اجرایشان در رضایت عمومی و از انتخابات بر میخیزد نه با برچسب اتصال به خدا .
فهم این نکته که حکمی که حاصل مشورت و انتخاب حاصل از وحدت و محبت مردم هست و باعث وحدته مقدس تر از برداشت شخصی من از ترجمه آیات الهیست کمی سخته.
هدف دین ساختن انسانی متعالی و معنوی هست نه آوردن قوانین راهنمائی و رانندگی یا جرایم تخلفات زندگی یا تعیین آداب خوردن خوابیدن و شهوترانی .
به طور کلی می گوید اتلاف اوقاتتان در امور دنیوی مانع توجه و تمرکز بر اعتلای روحانی می گردد
ولی اگر دین وارد مصداق گردد انسان بازیگر گمراهی عمیقی می گیرد .
کم نیستند افرادیکه در عالم با عبادات جنایات می کنند مردم فریبی می کنند جنگ افروزی می کنند حق ستیزی می کنند .
از آیات و نشانه های دینی برای حق کوبی و وحدت ستیزی استفاده می کنند ...
سینوهه در داستان برده بر سر قبر ارباب ظالمش نکته دقیقی را بیان می کند
یعنی دین سیستمی هست که بزرگترین قربانیان و ستمدیگان خویش را به مدح و خدمت خویش وامیدارد.
کنیزان در آن ثناگوی متجاوزان به خویشند و فقیران دعاگوی باعثان فقر و بدبختی خویش .
تا درون دین اجدادی خویش هستی و قدرت انتخاب دین جدید نداری نمی فهمی چه حجمی از بدبختی هایت حاصل عقاید اجدادی تو بوده.
چون کسی ایرادگیر آن نظام کلی بانی بدبختیها و فلاکتهایش نیست آن را مقدس می شمارند .
فهم این نکته که غرض اصلی خداوند اختیار و آزادی انسان هست و این هدف با حکومت دینی سازش ندارد نکته مهمی هست .
خدا در قرآن میگه خوبان فرشتگان با آزادی و اختیار بشر مخالف بودند .
شعار دیانت جدید آزادیخواهی هست
( گر فیض روح القدس طلبی با احرار مصاحب شو )
یعنی حضرت بهاءالله استمرار هدایت الهی و وحی الهی را حاصل الفت و مصاحبت با آزادگان برشمرده اند
اساسا قوه عصمت و هدایت روح القدسی بیت العدل اعظم الهی حاصل از ارتباط و اتصال با آزادترین و بی تعصب ترین و روشن ترین جامعه مذهبی عالم یعنی بهائیان هست .
طبعا مومنان برگزیده و ناب از جامعه آزاد و بی تعصب و عقلگرای عالی ترین منابع نور و هدایت بشر می باشند .
مومنان بهائی عالم برای حفظ حق آزادی و اختیار بشر قیام کرده اند و جانبازی نموده اند
بخشی از این اسارت حاصل استبدادهای شخصی حمایت شده از علمای ادیان بوده و بخش اعظمتری از اسارت انسانها اسارت در عقاید کهنه و مندرس و مضر رایج در ادیان قدیم .
حتی در دنیائی که رسانه ها خدایان مردم گشته اند تلاش ما حفظ تمام آزادیهای بشر با آگاهی دادن از انواع اعتیادهای رایج هست و شناخت بردگیهای مدرن هست .
ولی نه با تحکیم بلکه با تبیین.


RSS Feed
