داستانهای عذاب امتها در قرآن را اگر با دقت بررسی کنیم در می یابیم خداوند عذابهای گوناگونش را شامل حکومتها و امتهائی کرده که آزادی عقیده در آنها نبوده است
یعنی قرآن در میان اینهمه انواع حکومتی که در تاریخ بشر بوده است فقط به آنهائی پرداخته است که نوعی حکومت دینی بوده اند و از رواج دیگر عقیده ها پیشگیری می کرده اند ، بدین خاطر از اینهمه سلسله حکومتی در اقصی نقاط عالم هیچ اثری و اسمی از آنها در قرآن نیست .
دست قدرت الهی در جوامعی ابراز وجود می کند که اجازه نمی دهند کلام جدید الهی به گوش بندگانش برسد .
دیالوگهای فرعونیان در قرآن به وضوح نشان می دهد که آنها حاکمیت دینی و مذهبی بوده اند
قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُوني أَقْتُلْ مُوسى وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ
فرعونیان از تبدیل و تغییر دین مردمان می ترسیده اند...
حمله مغولها ویرانگرترین حمله به ایرانیان در یک دوره کوتاه بود ولی چون در کتاب مقدس مغولها کتاب رهبرشان ،
آزادی عقیده اصل اساسی بود و ذکر شده بود هیچکس نباید به خاطر عقیده اش در جامعه برتریت یا محرومیتی داشته باشد
دوران پس از حمله مغولها بر خلاف دوران پس از حمله اعراب اموی به ایرانیان دوران شکوفائی و توسعه گشت
نه تنها عقیده ها و مکتبهای فکری مختلف فرصت ظهور یافتند بلکه مردمان بیشتر به تفکر و اندیشیدن پرداختند .
و زنان که در دوران ۶۰۰ ساله حاکمیت خلفای اسلامی خانه نشین بودند ، حساسیت بر حرم بودنشان با تجاوز مغولان از بین رفته بود و هنر و مشارکت در سازندگی از آنها به عرصه ظهور رسید .
دوران قبل از حمله مغول دوران قلع و قمع مخالفان عقیدتی بود از صوفیان و درویشان بگیر تا مسیحیان و مبشران ، از شیعیان اسماعیلی تا شیعیان جعفری همه و همه تحت تعقیب و ظلمی وحشتناک بودند.
در واقع حکومتهای دینی کاری با ملت می کنند که دیگر کسی در درون جامعه رغبت به دفاع در مقابل متجاوز نمی کند .
مردمان به سرزمینشان بیشتر به چشم غنیمت حاکمان می نگرند تا سرزمین اجدادی .
چون در درامدهایش و طرح هایش سهمی و نقشی ندارند .
عذابی که امروز بر شیعیان یمن و سوریه و افغانستان و عراق و ایران نازل شده است بر مبنای آیات قرآن نشانگر آن هست که حجت بر شیعیان تمام گشته و موعود از جنس خودشان بر آنان نازل گشته است و پیرویش نکردند .
لوانا اهلکناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لو لا ارسلت إلینا رسولاً فنتبع آیاتک (طه 134)
هرچند موعود عالمیان ظهور کرده ولی حجت بر شیعیان تمام گشته است و اعراضشان مستوجب عذابشان میسازد ....
ایران باز میتواند از میان خرابه ها و خاکسترهای خویش برخیزد اگر مردمانشان به آن شعوری برسند
که آزادی عقیده و دین را ، از درون خانواده خویش اجرایی سازند.
هرچند مغولان مساجد شهرها را طویله اسبهایشان ساختند و عبادتگاه های مسلمین را مرکز رقص و آواز و مشروبخواری و فساد نمودند و قرآنها را لگد مال ساختند و به شیوخ و خانواده هایشان در ملا عام تجاوز کردند
ولی به یمن آزادی مذهبی اعطائیشان عاقبت نه تنها اکثریت ایرانیان به حقیقت علوی رسیدند بلکه جامعه ایرانی به عزت امپراطوری صفوی رسید
و تاریخ نشان داد نصرت الهی با آزادی بخشان در زمینه مذهب بیشتر بود تا دینداران متعهد .
آنقدر حکومت های قبل از مغول با دگر اندیشان بد کردند
که مولوی نابودی بغداد به دست مغولان را داد می شمرد ،
سعدی از محو خراسان بزرگ توسط مغولان هیچ نگفت و صوفیان قلع و قمع ابر شهرهای بزرگ ایران را عقاب ظلم آنان به دگراندیشان مثل بهاالدین ولد دانستند .
به این خاطر بود که نه تنها در آغازین حمله مغول
شیعیان شهر نیشابور پیشی گرفتند و دروازهها را گشودند تا سنیّان لگدکوب سم ستوران مهاجمین شوند
بلکه در دومین حمله مغول این مسیحیان بودند که همراه سپاه هلاکوخان راهنما او بودند برای رسیدن به غرب ...
در واقع مشوقان حمله مغول به ایرانیان آنانی بودند که عرصه را بر غیر همکیشان خویش تنگ می داشتند و مثل امروزیان تنها هنرشان افزایش نفرتها و دشمنی ها و سخت گیری ها بر غیر همکیشان خویش هست .
و به فرموده حضرت بهاءالله دین الهی که برای وحدت و اتحاد نازل شده را مسبب نزاع و اختلاف قرار می دهند چون هریک متکبرانه تنها نظر خویش را آسمانی می دانند .
تکرار تاریخ و سنتهای ثابت الهی خیلی عبرت داره تا درس عبرت نگردیم.
اونکه زبان به بدگوئی دیگر امتهای دینی و عقیدتی و مذهبی می گشاید خطرناک ترین دشمنان واقعی شما هستند. چون عقبه های دفاعی شما را خراب می کنند.
یعنی قرآن در میان اینهمه انواع حکومتی که در تاریخ بشر بوده است فقط به آنهائی پرداخته است که نوعی حکومت دینی بوده اند و از رواج دیگر عقیده ها پیشگیری می کرده اند ، بدین خاطر از اینهمه سلسله حکومتی در اقصی نقاط عالم هیچ اثری و اسمی از آنها در قرآن نیست .
دست قدرت الهی در جوامعی ابراز وجود می کند که اجازه نمی دهند کلام جدید الهی به گوش بندگانش برسد .
دیالوگهای فرعونیان در قرآن به وضوح نشان می دهد که آنها حاکمیت دینی و مذهبی بوده اند
قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُوني أَقْتُلْ مُوسى وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ
فرعونیان از تبدیل و تغییر دین مردمان می ترسیده اند...
حمله مغولها ویرانگرترین حمله به ایرانیان در یک دوره کوتاه بود ولی چون در کتاب مقدس مغولها کتاب رهبرشان ،
آزادی عقیده اصل اساسی بود و ذکر شده بود هیچکس نباید به خاطر عقیده اش در جامعه برتریت یا محرومیتی داشته باشد
دوران پس از حمله مغولها بر خلاف دوران پس از حمله اعراب اموی به ایرانیان دوران شکوفائی و توسعه گشت
نه تنها عقیده ها و مکتبهای فکری مختلف فرصت ظهور یافتند بلکه مردمان بیشتر به تفکر و اندیشیدن پرداختند .
و زنان که در دوران ۶۰۰ ساله حاکمیت خلفای اسلامی خانه نشین بودند ، حساسیت بر حرم بودنشان با تجاوز مغولان از بین رفته بود و هنر و مشارکت در سازندگی از آنها به عرصه ظهور رسید .
دوران قبل از حمله مغول دوران قلع و قمع مخالفان عقیدتی بود از صوفیان و درویشان بگیر تا مسیحیان و مبشران ، از شیعیان اسماعیلی تا شیعیان جعفری همه و همه تحت تعقیب و ظلمی وحشتناک بودند.
در واقع حکومتهای دینی کاری با ملت می کنند که دیگر کسی در درون جامعه رغبت به دفاع در مقابل متجاوز نمی کند .
مردمان به سرزمینشان بیشتر به چشم غنیمت حاکمان می نگرند تا سرزمین اجدادی .
چون در درامدهایش و طرح هایش سهمی و نقشی ندارند .
عذابی که امروز بر شیعیان یمن و سوریه و افغانستان و عراق و ایران نازل شده است بر مبنای آیات قرآن نشانگر آن هست که حجت بر شیعیان تمام گشته و موعود از جنس خودشان بر آنان نازل گشته است و پیرویش نکردند .
لوانا اهلکناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لو لا ارسلت إلینا رسولاً فنتبع آیاتک (طه 134)
هرچند موعود عالمیان ظهور کرده ولی حجت بر شیعیان تمام گشته است و اعراضشان مستوجب عذابشان میسازد ....
ایران باز میتواند از میان خرابه ها و خاکسترهای خویش برخیزد اگر مردمانشان به آن شعوری برسند
که آزادی عقیده و دین را ، از درون خانواده خویش اجرایی سازند.
هرچند مغولان مساجد شهرها را طویله اسبهایشان ساختند و عبادتگاه های مسلمین را مرکز رقص و آواز و مشروبخواری و فساد نمودند و قرآنها را لگد مال ساختند و به شیوخ و خانواده هایشان در ملا عام تجاوز کردند
ولی به یمن آزادی مذهبی اعطائیشان عاقبت نه تنها اکثریت ایرانیان به حقیقت علوی رسیدند بلکه جامعه ایرانی به عزت امپراطوری صفوی رسید
و تاریخ نشان داد نصرت الهی با آزادی بخشان در زمینه مذهب بیشتر بود تا دینداران متعهد .
آنقدر حکومت های قبل از مغول با دگر اندیشان بد کردند
که مولوی نابودی بغداد به دست مغولان را داد می شمرد ،
سعدی از محو خراسان بزرگ توسط مغولان هیچ نگفت و صوفیان قلع و قمع ابر شهرهای بزرگ ایران را عقاب ظلم آنان به دگراندیشان مثل بهاالدین ولد دانستند .
به این خاطر بود که نه تنها در آغازین حمله مغول
شیعیان شهر نیشابور پیشی گرفتند و دروازهها را گشودند تا سنیّان لگدکوب سم ستوران مهاجمین شوند
بلکه در دومین حمله مغول این مسیحیان بودند که همراه سپاه هلاکوخان راهنما او بودند برای رسیدن به غرب ...
در واقع مشوقان حمله مغول به ایرانیان آنانی بودند که عرصه را بر غیر همکیشان خویش تنگ می داشتند و مثل امروزیان تنها هنرشان افزایش نفرتها و دشمنی ها و سخت گیری ها بر غیر همکیشان خویش هست .
و به فرموده حضرت بهاءالله دین الهی که برای وحدت و اتحاد نازل شده را مسبب نزاع و اختلاف قرار می دهند چون هریک متکبرانه تنها نظر خویش را آسمانی می دانند .
تکرار تاریخ و سنتهای ثابت الهی خیلی عبرت داره تا درس عبرت نگردیم.
اونکه زبان به بدگوئی دیگر امتهای دینی و عقیدتی و مذهبی می گشاید خطرناک ترین دشمنان واقعی شما هستند. چون عقبه های دفاعی شما را خراب می کنند.
RSS Feed
